تبليغاتX
غایت - عهدی نو...

غایت

اجتماعی فرهنگی سیاسی

1-      یحیی جلالی: بور بود و قد کوتاه. از این اتوهای مو آورده بود. دیگر این اواخر اتویش را ندیدم. دست خطش هم به غایت بد بود و با حفظ غلوط املایی می نویسم.

به نام خدا

بارالهی باز هم دستان بی نوایم را رو به آسمان بخشش و معرفتت بالا می گیرم. و با کلام دل از شما طلب بخشش دارم. ای بهترین معبود هستی من گنهکار را عف کن که اکبرترین رحیمی. من در دریای معصیت دنیایی شناورم و قایقی نیافتم. هر ثانیه در دریای معصیت بیشتر دست و پا زدم تا زنده بمانم ولی خسته تر شدم. در این دریا کشتی یافتم که کشتی نجات گنهکاران بود. این کشتی اهل بیت(ع) است که اگر درخواستی داشته باشی انجام می دهند، بدون انتظار جبران و شما را به کشتی راه می دهند تا در دریا غرق نشوید.

2-      محمد جواد شفیعی:

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«آسمان بار امانت نتوانست کشید    قرعه فال به نام من دیوانه زدند»

اینجا بوی خدا می آید، صدای بال ملائک به گوش می رسد، عطر امام زمان به مشام می رسد. آه... خدای من... خدای خوب و مهربان... ببین چگونه تو را عبادت می کنند و چگونه خالصانه تو را ستایش می نمایند ومن... من بنده گنهکار تو به آنها قبطه می خورم. آنها گام به گام به سوی تو می آیند و من کاری جز متصل کردن خود به آنها ندارم. بند دلم پاره می شود... مداح می خواند... زینب(س).

آه زینب، چه اسم زیبا و با مسمایی. اسمی که از آن صبر و استقامت می بارد، و مروارید غلتان اشک از روی گونه هایم سرازیر می شود.خانمی به بلندای سروی خمیده.در مجلس بوی یاس می پیچد. بند دلم پاره می شود... مداح می خواند... سالار زینب(س). آه ... حسین(ع) ای پاره تن رسول (ص)... ای پاره تن علی(ع)... ای پاره تن فاطمه(س) و ای پاره تن زینب(س). گوشه چشمت برای زنده شدن دوباره ام کافیست. مداح می خواند... جمکران... و باز بند دلم پاره می شود... بوی نرگس می آید... ولی تو کجایی ای نرگس فاطمه(س). دور تا دور مجلس را می نگرم. دست به دعا برمی دارم و می خوانم: «اللهم عجل لولیک الفرج». به امید آمدنت چشم به راه می نشینم و صبر می کنم. صبری زینبی(س). شاید که بیایی... .

+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 0:16  توسط علیرضا رحمانی  |